سینه ام سرشار از رنج ها و سختی های است که در یک سال کار ماهان نیوز برایم اتفاق افتاد...
هرچند که پایان هر سختی حلاوت است ، اما خواهم نوشت از هرچه را که بتوانم گفت... کار سختی است کار خبر ، برای نفروختن قلمت و پایبندی بر آرمانهایت باید رنج کشید و صبر کرد ، باید سینه ات را آماده هجمه تهمت ها و افتراها کرد ، باید سوخت و ساخت و ساختنت را پاداشی نیست جز به درگاه حضرت حق ، که اگر قدمی و نفسی را جز در راه و خواست او برداشته باشی دچار خسرانی!
ماهان نیوز تجربه ای است برای حرکتی عظیم تر...
از تو هدایت می خواهم یا کریم/والسلام
به قلمم سوگند ،
به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ،
به رشحه ی خونی که از زبانش می تراود سوگند ،
به ضجه های دردی که از سینه اش بر می آید سوگند...
که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سر انگشت تزویرش نمی سپارم
دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشم هایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم....
اما قلمم را به بیگانه نمی دهم
به جان او سوگند که جان را فدیه اش می کنم ، اسماعیلم را قربانیش می کنم ، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می خورم ، به فرمان او ، هر جا مرا بخواند ، هر جا مرا براند، در طاعتش درنگ نمی کنم.
قلم توتم من است ،
امانت روح القدس من است ،
ودیعه مریم پاک من است ،
صلیب مقدس من است ،
در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ،
زرخرید یهود نمی شوم ، تسلیم فریسان نمی شوم.
بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند ، به چهار میخم کوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیب مرگم شود ، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد تا خدا ببیند که به نامجویی ، بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشته ام.....
...... هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ؛ توتم من ، توتم قبیله من قلم است.
قلم زبان خدا است ، قلم امانت آدم است ، قلم ودیعه عشق است ، هر کسی توتمی دارد
و قلم توتم من است
و قلم توتم ما است.
« دکتر علی شریعتی »
"خاطره ای از دکتر علی شریعتی"
این روزها با حضور در جلسات گوناگون و بعد از آن بررسی اخبار منتشر شده از این جلسات در سایت های خبری و روزنامه ها به جفایی که رسانه ها در حق جریان اطلاع رسانی آزاد و ماهیت حرفه خبرنگاری و خودشان می کنند بیشتر پی می برم.
آن روزها به شاعرانی می خندیدم که برای خوش آمدن سلطان فلان ،شعری میگفتند و قربان زلف سیاه و موی سبیلش می رفتند ،در دل به آنان و شاهشان میخدنیدم و نکوهششان می کردم که طبع شعرشان را هزینه خوش آمدن شاه می کردند!
بیگمان نقد عادلانه و منصفانه خدمتی بس گرانبها تر از چاپلوسی و تملق دیگران است حتی در حق خود آن شخص ، متملق گو با ایجاد فضایی پوچ و خیالی برای مخاطب خود آن را به قعر دره های عجب و خودپسندی هدایت می کند.
.
.
.
"ما معتقديم كه مطبوعات براي نظام جمهوري اسلامي، يك مقوله تجمّلاتي و تشريفاتي نيست...
مطبوعات نقششان روشن شد. مطبوعات يعني مطبوعات سالم؛ نه لزوماً مطبوعاتي كه طرفدار دولت باشند ... مطبوعاتي كه طريق سلامت بپيمايند و بنا بر عناد و بدجنسي نداشته باشند. اين گونه مطبوعات، در هر رشتهاي قلم بزنند - سياسي باشند، فرهنگي باشند، اقتصادي باشند، درباره مسائل خارجي حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلي حرف بزنند - و هر كاري كه بكنند، به نفع نظام حركت كردهاند. چرا؟ چون بر مايه آگاهي مردم ميافزايند. موضع مطبوعات در جمهوري اسلامي، اين است.
دولت بايد موضوع مطبوعات را خيلي جدّي بگيرد.
دولت، ناگزير بايد در مسائل مطبوعات سهم داشته باشد. حالا يك وقت سهم
مادّي است؛ مثل سهميهها و يارانههايي كه در بخشهاي مختلف ميدادند و
كمكهايي كه ميكردند. يك وقت هم سهم حمايتهاي معنوي است، كه آن حمايتهاي
معنوي، مهمتر از حمايتهاي مادّي و كمكهاي گوناگون است-1"
(1-بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مديران و مسؤولان مطبوعات كشور1375/2/13)
از روزي که شعار "ايران براي همه ايرانيان" را شنيدم، فهميدم که اين مملکت ديگر جاي زنده گي نيست. فهميدم که بايد کند. هر وقت از اين شعارهاي دهن پرکن و ابسترکت تو دهنِ سياست مدارها مي افتد، بايد بفهميم که قرار است يک اتفاق ِ بدي بيافتد.
- بدبيني توست. اين يک شعار درست است. شعار اول جامعه ي دموکراتيک. عين همين شعار را آمريکايي ها هم داشته اند…اَمريکا فور اَمِريکن ز !
- شعار تازه وقتي که خيلي مشت پرکن و کانکريت و روشن باشد، وقتي مي افتد به دست ِ سياست مدار، مي فهمي که کلي گول خورده اي، چه رسد به اين که شعار مبهم هم باشد…
- چرا فکر مي کني اين شعار مبهم است؟ اين گام اول دموکراسي است.
- درست! مردم بايد بر مردم حکومت کنند، اما چه طور؟ اما اين جمله بايد حرفِ مردم باشد، نه حرفِ حاکمان!
- توي ايران حتما حاکم ها هم نيروهايي هستند که مي خواهند حکومت را ساقط کنند. راستي ها مي گويند که چپي ها حاکم با راديوهاي بيگانه هم سو هستند و هر دو مي خواهند حکومت را ساقط کنند...
- خوب! چپي ها هم از آن طرف مي گويند راستي ها با نيروهاي برانداز، دو لبه ي يک قيچي اند و هر دو کارکردشان ساقط کردن ِ نظام است!
- اين دو حرف اصلا يک حرف هستند!
- شايد اصلا اين خبري را که تو خواند ه اي راجع به چپ ها، راست ها يه دروغ منتشر کرده باشند...
- همين طور خبر راجع به راست ها را که چپ ها بي ماخذ کار کرده بودند...
- اصلا بيا خبر را از دو طرف معادله ي صحبت هامان فاکتور بگيريم و حذف کنيم...
- مگر ما چيزي غير از اخبار مي گوييم؟!
- راست مي گويي! اگر خبر را حذف کنيم، آن وقت چيزي باقي نمي ماند. اگر دو طرف را تقسيم بر خبر کنيم، جوابي نمي گيريم...
- فراموش نکنيم، ارزش خبر هيچ است! خبر اگر صفر باشد، عدد بخش بر صفر ، مبهم مي شود...
- مهمل مي شود...مثل همين جامعه ي مدني ِ ايراني...
- باز برگشتيم سرِ جاي اول...
- دموکراسي ِ ايراني يک ترکيب مهمل است...
- قبول دارم اما آلترناتيو توتاليتريانتاريسم...
.
.
.
......بيوتن/توضيحات ندارد./والسلام
امروز به چند تا از دوستای خبرنگارم سر زدم ، همگی تنها و ... میگفت روز خبرنگار!!! ، کدوم روز! وقتی که فقط و فقط تو طول سال بخشنامه و اُرد و دستور صادر میشه و برای برگزاری و پاسداشت این روز هیشکار نمیکنند ! ، برای برگزاری اش دست به دامن هزار اداره و شرکت و کارخونه میشن و تحقیر و تحقیر و تحقیر...
دل همه شون خون بود از این شهر سیاست زده ای که تا نقدی میکنی برچسب هزار تا گروه و دسته و فرقه بهت می زنند و تهدید و تحقیرت می کنند...
سخن ها میتوانم گفت
نقش ها میتوانم زد
غم نان اگر بگذارد....

روز خبرنگار، بر همه فعالان عرصه خبر و اطلاع رسانی مبارک باد.
www.asadi.ws
شاید هنوز از این مطلب خبر ندارند و اگر خبر دارند در بهت این ضایعه هنوز باور این داغ را نمی کنند!
شاید دور بدور بروز می شوند و هنوز فرصت نکرده اند!
شاید اینروزها که بحث انتخابات است انتشار این خبر را کاری بیفایده می دانند!
شاید وظیفه خود را انتشار مطالب مرتبط با استان میدانند و این را وظیفه دیگران!
شاید تریپ روشنفکری ما اجازه انتشار اینچنین اخباری را نمی دهد!
و شاید!!!
هنوز یادم نرفته است در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار که در آمفی تئاتر ارشاد برگزار شد وقتی مجری گفت صلوات همه کف زدند!!!
روابط عمومی های برتر از دیدگاه استانداری هم معرفی شدند! ، بندگان خدا زحمت کشیده اند ، شام دادند و کلی کاغذ و تبلیغات و + یک کلاسور!
چیزی نگویم بهتر است! ، خدا خیرشان بدهد....
امروز روز جهانی روابط عمومی و ارتباطات بود ، انجمن محترم روابط عمومی استان کرمان هم جلسه بزرگداشتی به همین مناسبت در سالن برق برگزار کرده بود و در همین راستا از روابط عمومی های برتر تقدیر کرد و اما...آقای غلامرضایی رئیس محترم انجمن شاخص های انتخاب روابط عمومی برتر را به شرح زیر اعلام داشت:
1- روابط عمومی که تعامل خوبی با نشریات داشته و از لحاظ چاپ خبر و ارائه گزارش در مطبوعات فعال باشد ..."معهذا تمییز دادن بین روابط عمومی هایی با بودجه و اختیارات کافی با روابط عمومی های بدون بودجه دستگاهها بر عهده انجمن!!!"
2- روابط عمومی که از لحاظ مادی و معنوی ، که البته معنویات که خود انجمن دارد همان مادی! به انجمن روابط عمومی کمک کرده باشد.
3- و اما سومین شاخصه روابط عمومی که بدون هیچ چشم داشتی امکانات به انجمن فخیمه میدهد از جمله همین سالن و ....!!!!...................................روابط عمومی برتر است!!!
خوب پایان داستان هم معلوم است , از آنجا که ما آه در بساط نداریم و فاقد تخصص این سه پارامتر ذکر شده که توسط ابزاری بنام پول بدست می آید بودیم برتر نشدیم...
تو خود حدیث مفصل بخوان....