ظهر عاشورا بود....
اشک در چشمان و همه سیاهپوش فرزند رسول الله ، اینها برای تو آمده بودند یا حسین و برای غریبی و مظلومیت تو بر سر و سینه می زدنند.
دلها شکسته و چشما اشکبار بود اما لشکریان شیطان! بعد از عاشورای حسین دوباره در لباس اغتشاشگران به نمازگزاران و عزاداران حسین حمله ور شدند و به کودک و زن و مرد و مسجد و قرآن و خدا هم رحم نکردند و همه را به آتش و خال و خون کشیدند. نمی دانیم بر عزای سیدالشهدا بگرییم یا بر عزای اهانتی که در مملکت اسلامی به همه مقدسات ما روا داشتند ، شیطانیان ما را در عزای حسین علیه السلام دوباره عزادار کرده اند.
آن زمان یزید در شام بود و معرکه و فتنه را هدایت می کرد و اکنون یزیدیان در انگلیس و آمریکا و اسرائیل نشسته اند و عده ای فریب خورده را به کارزار فتنه فرستاده اند ،اما قطعا شمر و عمرسعد زمان همینجا و در مملکت خودمان هستند و این گروه اندک فریب خورده و نادان لشکریان آنان...
اما این بار قطعا حسین زمان به مسلخ نمی رود....
کور خوانده اند یزیدیانی که فکر می کنند ما اهل کوفه ایم!